ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٠٧: من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 17:01 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
مـن چـرا دل بـه تـو دادم کـه دلـم مـی شـکـنییا چـه کـردم کـه نگـه بـاز بـه من می نکـنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راستتــا نـدانـنـد حـریـفـان کـه تــو مـنـظـور مـنـی
دیــگــران چــون بـــرونــد از نــظــر از دل بــرونــدتـو چـنان در دل من رفـتـه که جـان در بـدنی
تــو هـمـایـی و مـن خــســتــه بــیـچــاره گـدایپـادشـاهی کـنم ار سـایه بـه مـن بـرفـکـنی
بــنـده وارت بــه ســلـام آیـم و خــدمـت بــکـنـمور جـوابـم نـدهی مـی رسـدت کـبـر و مـنی
مرد راضـیسـت کـه در پـای تـو افـتـد چـون گویتـا بـدان سـاعد سـیمینش بـه چـوگان بـزنی
مست بـی خویشتـن از خمر ظلومست و جهولمستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی
تـو بـدیـن نـعـت و صـفـت گـر بــخـرامـی در بــاغبـاغـبـان بـینـد و گـوید کـه تـو سـرو چـمـنـی
مــن بـــر از شــاخ امــیــدت نــتـــوانــم خـــوردنغـالـب الـظـن و یقـینم کـه تـو بـیخـم بـکـنی
خـوان درویش بـه شـیـرینـی و چـربـی بـخـورنـدسـعدیا چـرب زبـانی کن و شـیرین سـخـنی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.