ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦١٠: بنده ام گر به لطف می خوانی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 17:01 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
بـنده ام گر بـه لطف می خوانیحـاکـمـی گـر بـه قـهر می رانی
کـس نشـاید کـه بـر تـو بـگـزینندکه تو صورت به کس نمی مانی
نـدهـیمـت بـه هـر کـه در عـالـمور تـو مـا را بـه هـیچ نـسـتـانـی
گفـتـم این درد عـشـق پـنهان رابـه تـو گـویم کـه هم تـو درمانی
بـازگفتـم چه حاجتـست بـه قولکـه تـو خـود در دلی و می دانی
نفـس را عـقـل تـربـیت می کـردکـز طـبــیـعـت عـنـان بــگـردانـی
عـشـق دانی چـه گفـت تـقـوا راپـنـجـه بـا مـا مـکـن کـه نـتـوانی
چـه خبـر دارد از حـقیقت عشقپــای بــنــد هـوای نــفــســانـی
خودپرستان نظر به شخص کنندپــاک بــیـنـان بــه صـنـع ربــانـی
شـب قدری بـود که دسـت دهدعــارفــان را ســمــاع روحــانــی
رقـص وقـتـی مسـلـمـت بـاشـدکآسـتـین بـر دو عـالم افـشـانی
قـصـه عـشـق را نـهایت نیسـتصــبــر پــیــدا و درد پــنــهــانــی
سـعـدیا دیگـر این حـدیث مگـویتـا نـگـویـنـد قـصـه مـی خـوانـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.