ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٢٠: فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 17:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
فــرخ صــبــاح آن کـه تــو بــر وی نـظــر کــنـیفـیروز روز آن کـه تـو بـر وی گـذر کـنـی
آزاد بــــنــــده ای کــــه بــــود در رکــــاب تــــوخـرم ولایتـی که تـو آن جـا سـفر کنی
دیـگــر نـبــات را نـخــرد مـشــتــری بــه هـیـچیک بـار اگر تـبـسم همچون شکر کنی
ای آفـــتــــاب روش و ای ســــایـــه هـــمـــایما را نگاهی از تـو تـمامسـت اگر کنی
مـن بــا تــو دوســتــی و وفـا کـم نـمـی کـنـمچندان که دشمنی و جفا بـیشتر کنی
مـقـدور مـن سـریـسـت کـه در پـایـت افـکـنـمگر زان که التـفات بـدین مخـتـصـر کنی
عـمـریسـت تـا بـه یاد تـو شـب روز مـی کـنـمتو خفته ای که گوش به آه سحر کنی
دانی کـه رویم از همه عـالـم بـه روی تـوسـتزنـهار اگـر تـو روی بـه رویی دگـر کـنی
گـفـتــی کـه دیـر و زود بــه حـالـت نـظـر کـنـمآری کنی چـو بـر سـر خـاکـم گذر کنی
شرطست سعدیا که به میدان عشق دوستخود را بـه پـیش تیر ملامت سپـر کنی
وز عـقـل بــهـتــرت سـپــری بــایـد ای حـکـیـمتـا از خـدنگ غـمزه خـوبـان حـذر کـنی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.