ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٣١: وقت آن آمد که خوش باشد کنار سبزه جوی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 17:03 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
وقت آن آمد که خوش بـاشد کنار سبـزه جویگـر ســر صــحــرات بــاشــد ســروبــالـایـی بــجــوی
ور بـه خـلـوت بـا دلـارامـت مـیسـر مـی شـوددر سـرایت خـود گـل افـشـانسـت سـبـزی گو مروی
ای نسیم کوی معشوق این چه باد خرمستتـا کـجـا بــودی کـه جـانـم تـازه مـی گـردد بــه بــوی
مطـربـان گویی در آوازند و مسـتـان در سـماعشــاهـدان در حــالـت و شـوریـدگـان درهـای و هـوی
ای رفـیق آنچ از بـلای عـشـق بـر من می رودگـر بـه تـرک مـن نـمـی گـویـی بـه تـرک مـن بـگـوی
ای که پـای رفـتـنت کـندسـت و راه وصـل تـندبــازگــشــتــن هـم نــشــایـد تــا قــدم داری بــپــوی
گــر بــبــیـنـی گــریـه زارم نـدانـی فــرق کــردکآب چـشمست این که پـیشت می رود یا آب جـوی
گوی را گفـتـند کای بـیچـاره سـرگردان مبـاشگـوی مسـکـین را چـه تـاوانسـت چـوگـان را بـه گوی
ای کـه گفـتـی دل بـشـوی از مهر یار مهربـانمن دل از مهرش نمی شویم تو دست از من بشوی
سـعـدیـا عـاشـق نـشـاید بـودن انـدر خـانـقـاهشـــاهـــدبــــازی فـــراخ و زاهـــدان تــــنـــگ خـــوی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.