ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٣٥: اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 01:03 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
اگـرم حـیات بـخـشـی و گـرم هـلـاک خـواهیسـر بـندگـی بـه حـکـمـت بـنهم کـه پـادشـاهی
مـن اگــر هـزار خــدمـت بــکــنـم گــنـاهـکــارمتــو هـزار خـون نـاحــق بــکـنـی و بــی گـنـاهـی
بـه کسی نمی تـوانم که شکایت از تـو خوانمهمه جـانب تـو خواهند و تـو آن کنی که خواهی
تـو بـه آفـتـاب مـانی ز کـمـال حـسـن طـلـعـتکـه نـظـر نـمـی تـوانـد کـه بـبـینـدت کـه مـاهـی
من اگر چنان که نهیست نظر به دوست کردنهـمـه عـمـر تـوبـه کـردم کـه نـگـردم از مـنـاهـی
بـه خـدای اگر بـه دردم بـکـشـی کـه بـرنگردمکـسـی از تـو چـون گـریزد کـه تـواش گریزگـاهی
مـنم ای نگـار و چـشـمی کـه در انتـظـار رویتهمه شب نخفت مسکین و بخفت مرغ و ماهی
و گــر ایــن شــب درازم بـــکــشــد در آرزویــتنه عـجـب که زنده گردم بـه نسـیم صـبـحـگاهی
غم عشق اگر بـکوشم که ز دوستـان بـپـوشمســخــنـان ســوزنـاکــم بــدهـد بــر آن گــواهـی
خضری چـو کلک سعدی همه روز در سیاحـتنـه عـجـب گـر آب حـیـوان بـه درآیـد از سـیـاهـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.