ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٩: آن به که چون منی نرسد در وصال دوست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 12:53 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
آن بـه که چون منی نرسد در وصال دوستتا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست
رشـــک آیــدم ز مـــردمـــک دیــده بـــارهـــاکاین شوخ دیده چند بـبـیند جـمال دوست
پـروانه کـیسـت تـا متـعـلق شـود بـه شـمعبـاری بـسوزدش سـبـحـات جـلال دوسـت
ای دوسـت روزهـای تــنـعـم بــه روزه بــاشبـاشد که در فتـد شـب قدر وصال دوسـت
دور از هوای نفـس، کـه ممـکـن نمی شـوددر تـنگنای صحبـت دشمن، مجـال دوست
گر دوسـت جـان و سـر طـلبـد ایسـتـاده ایمیاران بـدین قـدر بـکـننـد احـتـمـال دوسـت
خــرم تــنـی کـه جــان بــدهـد در وفـای یـاراقـبـال در سـری که شـود پـایمال دوسـت
ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توستدر پـیش دشمنان نتوان گفت حال دوست
بـسیار سعدی از همه عالم بـدوخت چشمتـا می نمایدش همه عـالم خـیال دوسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.