ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٥: صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 12:53 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
صـبـحـدمی که بـرکـنم، دیده بـه روشـناییتبــر در آسـمـان زنـم، حـلـقـه آشـنـایـیـت
سـر بـه سـریر سـلـطـنـت، بـنـده فـرو نیاوردگر بـه تـوانگری رسـد، نوبـتـی از گداییت
پـرده اگر بـرافـکنی، وه که چـه فـتـنه ها رودچون پس پـرده می رود اینهمه دلربـاییت
گوشه چشم مرحمت بر صف عاشقان فکنتـا شـب رهروان شود، روز بـه روشناییت
خـلـق جـزای بــد عـمـل، بـر در کـبـریـای تـوعرضه همی دهند و ما، قصه بی نواییت
سـر نـنـهنـد بـنـدگـان، بـر خـط پـادشـاه اگـرسر ننهد بـه بـندگی، بـر خـط پـادشاییت
وقـتــی اگـر بــرانـیـم، بــنـده دوزخــم بــکـنکاتـش آن فرو کشـد، گریه ام از جـداییت
راه تـو نیسـت سـعـدیا، کـمـزنی و مـجـردیتـا بـه خـیـال در بـود، پـیری و پـارسـاییت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.