ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٨: ره به خرابات برد، عابد پرهیزگار

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 12:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ره بــه خــرابــات بــرد، عــابــد پــرهـیـزگـارســفــره یـکـروزه کـرد، نـقـد هـمـه روزگـار
تـرسـمت ای نیکنام، پـای بـرآید بـه سـنگشـیشـه پـنـهـان بـیار، تـا بـخـوریم آشـکـار
گـر بـه قـیامـت رویم، بـی خـر و بـار عـمـلبـه که خـجـالت بـریم، چـون بـگشـایند بـار
کان همه ناموس و بـانگ، چون درم ناسرهروی طلی کرده داشت، هیچ نبـودش عیار
روز قـیامت کـه خـلق، طـاعـت و خـیر آورندما چـه بـضـاعت بـریم، پـیش کریم؟ افتـقار
کـار بـه تـدبـیر نیسـت، بـخـت بـه زور آوریدولت و جاه آن سریست، تا که کند اختیار
بـس که خـرابـات شد، صومعه صوف پـوشبـس که کتبـخانه گشت، مصطبـه دردخوار
مدعی از گفت و گوی، دولت معنی نیافتراه نــبــرد از ظــلــام، مــاه نـدیـد از غــبــار
مـطـرب یـاران بــگـوی، ایـن غـزل دلـپــذیـرسـاقـی مجـلس بـیار، آن قـدح غـمگـسـار
گـر همه عـالم بـه عـیب، در پـی ما اوفـتـدهر که دلش بـا یکیست، غم نخورد از هزار
سـعـدی اگـر فـعـل نـیک از تـو نیاید همـیبــد نـبــود نـام نـیـک، از عــقــبــت یـادگــار



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.