ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣١: هر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 20:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
هر که بـا یار آشنا شد گو ز خود بـیگانه بـاشتـکیه بـر هستـی مکن در نیستی مردانه بـاش
کـی بـود جـای ملک در خـانه صـورت پـرسـترو چـو صورت محو کردی بـا ملک همخانه بـاش
پاک چشمان را ز روی خوب دیدن منع نیستسجده کایزد را بـود گو سجده گه بـتخانه بـاش
گــر مــریـد صــورتــی در صــومـعــه زنـار بــنـدور مـرائی نـیـسـتـی در مـیـکـده فـرزانـه بــاش
خـانـه آبــادان درون بــایـد نـه بـیـرون پـر نـگـارمـرد عــارف انـدرون را گــو بــرون دیـوانـه بــاش
عاشقی بـر خویشتن چون پیله گرد خویشتنورنه بـر خود عاشقی جـانبـاز چون پـروانه بـاش
سـعـدیـا قـدری نـدارد طـمـطـراق خـواجــگـیچون گهر در سنگ زی چون گنج در ویرانه باش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.