ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٩: باد گلبوی سحر خوش می وزد خیز ای ندیم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 12:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
بـاد گـلـبـوی سـحـر خـوش می وزد خـیز ای ندیمبـس که خـواهد رفت بـر بـالای خـاک ما نسـیم
ای کـه در دنـیـا نـرفـتــی بــر صـراط مـســتــقـیـمدر قیامت بـر صراطت جای تـشویشست و بـیم
قــلــب زر انــدوده نـســتــانـنــد در بــازار حــشــرخـالـصـی بـایـد کـه بـیـرون آیـد از آتـش سـلـیم
عـیبـت از بـیگـانه پـوشـیدسـت و می بـیند بـصـیرفعـلت از همسـایه پـنهانسـت و می داند علیم
نـفــس پــروردن خــلــاف رای دانــشــمــنــد بــودطـفـل خـرما دوسـت دارد، صـبـر فـرماید حـکیم
راه نـومـیـدی گــرفــتــم رحــمــتــم دل مـی دهـدکـای گـنه کـاران هنوز امـید عـفـوسـت از کـریم
گـر بــســوزانـی خــداونـدا جــزای فـعـل مـاســتور بـبـخشی رحمتت عامست و احسانت قدیم
گـرچــه شــیـطـان رجــیـم از راه انـصــافـم بــبــردهـمـچـنـان امـیـد مـی دارم بــه رحـمـن رحـیـم
آن که جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کردهم ببخشاید چو مشتی استخوان باشم رمیم
سـعـدیا بـسـیار گـفـتـن عـمـر ضـایع کـردن اسـتوقـت عـذر آوردنسـت اسـتـغـفـرالـلـه الـعـظـیم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.