ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٠: آستین بر روی و نقشی در میان افکنده ای

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 12:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
آسـتـین بـر روی و نقـشـی در میان افـکـنده ایخویشتن پنهان و شوری در جهان افکنده ای
همچـنان در غنچـه و آشـوب اسـتـیلای عـشـقدر نـهـاد بــلـبــل فــریـاد خــوان افــکـنـده ای
هـر یکـی نـادیده از رویـت نـشـانـی مـی دهـنـدپـرده بـردار ای که خلقی در گمان افکنده ای
آنـچـنـان رویـت نـمـی بــایـد کـه بــا بـیـچـارگـاندر مـیـان آری حـدیثـی در مـیـان افـکـنـده ای
هیچ نقـاشـت نمـی بـینـد کـه نقـشـی بـر کـندو آنکه دید از حیرتش کلک از بـنان افکنده ای
این دریغم می کشد کافکنده ای اوصاف خویشدر زبــان عـام و خـاصـان را زبـان افـکـنـده ای
حـاکمی بـر زیردسـتـان هر چـه فرمایی رواستپــنــجــه زورآزمــا بـــا نــاتــوان افــکــنــده ای
چــون صـدف امـیـد مـی دارم کـه لؤلؤیـی شـودقـطـره ای کز ابـر لطـفـم در دهان افـکنده ای
سر بـه خـدمت می نهادم چـون بـدیدم نیک بـازچون سر سعدی بسی بـر آستان افکنده ای



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.