ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥١: شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 20:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
شـبـی در خـرقـه رندآسـا، گـذر کـردم بـه مـیخـانهز عشـرت می پـرسـتـان را، منور بـود کاشـانه
ز خــلــوتـــگــاه ربـــانــی، وثــاقــی در ســرای دلکـه تـا قـصـر دمـاغ ایـمـن بــود ز آواز بــیـگـانـه
چو ساقی در شراب آمد، بـه نوشانوش در مجلسبــه نـافــرزانـگـی گـفــتــنـد کـاول مـرد فـرزانـه
به تندی گفتم آری من، شراب از مجلسی خوردمکـه مـن پـیرامـن شـمـعـش، نیارد بـود پـروانـه
دلی کز عـالم وحـدت، سـماع حـق شـنیدسـت اوبه گوش همتش دیگر، کی آید شعر و افسانه
گمان بـردم کـه طـفـلانند وز پـیری سـخـن گـفـتـممـرا پــیـری خـرابــاتــی، جــوابــی داد مـردانـه
کــه نــور عــالــم عــلــوی، فــرا هـر روزنـی تــابــدتـو اندر صـومـعـش دیدی و مـا در کـنج میخـانه
کسـی کـامد درین خـلوت، بـه یکرنگی هویدا شـدچـه پـیری عـابـد زاهد، چـه رند مـسـت دیوانه
گـشـادنـد از درون جــان در تــحــقـیـق سـعـدی راچـو انـدر قـفـل گـردون زد کـلـید صـبـح دنـدانـه



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.