ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٥: ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی

RSS
تغییر یافته در 2011/11/10 18:18 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ای صـوفـی سـرگردان، در بـند نکـونامیتـــا درد نــیــاشـــامـــی، زیــن درد نــیــارامــی
ملـک صـمدیت را، چـه سـود و زیان داردگــر حــافــظ قــرآنــی، یــا عــابـــد اصــنــامــی
زهدت به چه کار آید، گر رانده درگاهی؟کـفـرت چـه زیـان دارد، گـر نـیـک سـرانـجـامـی
بـیچـاره تـوفیقند، هم صـالح و هم طـالحدرمـانـده تـقـدیرنـد، هـم عـارف و هم عـامــی
جـهدت نکـند آزاد، ای صـید که در بـندیســودت نـکــنـد پــرواز، ای مـرغ کــه در دامـی
جـامی چـه بـقا دارد، در رهگذر سنگی؟دور فلک آن سنگست، ای خواجه تو آن جامی
این ملک خـلل گیرد، گر خود ملک رومیویـن روز بــه شــام آیـد، گـر پــادشـه شــامـی
کـام همه دنیا را، بـر هیچ مـنه سـعـدیچـون بــا دگـری بــایـد، پـرداخـت بــه نـاکـامـی
گر عاقل و هشیاری، وز دل خبـری داریتــا آدمــیـت خــوانـنـد، ورنـه کــم از انـعــامــی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.