ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٨: یاری آنست که زهر از قبلش نوش کنی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 12:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
یاری آنسـت کـه زهر از قـبـلش نوش کـنینـه چــو رنـجــی رسـدت یـار فـرامـوش کـنـی
هـاون از یـار جـفـا بــیـنـد و تـسـلـیـم شـودتو چه یاری که چو دیگ از غم دل جوش کنی
عــلـم از دوش بــنـه ور عــســلـی فـرمـایـدشــرط آزادگـی آنـســت کـه بــر دوش کــنـی
راه دانـا دگـر و مـذهـب عـاشــق دگـرســتای خـردمـنـد کـه عـیب مـن مـدهـوش کـنـی
شـاهـد آنـوقـت بـیاید کـه تـو حـاضـر گـردیمـطـرب آنـگـاه بـگـوید کـه تـو خـامـوش کـنـی
ســر تــشــنـیـع نـداری طــلــب یـار مــکــنمـگـسـت نـیش زنـد چـون طـلـب نـوش کـنی
پـای در سلسله بـاید که همان لذت عشقدرت بـاشـد کـه گرش دسـت در آغـوش کـنی
مـرد بــایـد کـه نـظــر بــر مـلـخ و مـور کــنـدآن تأمـل کــه تــو در زلـف و بــنـاگـوش کــنـی
تا چه شکلی تو در آیینه همان خواهی دیدشـاهـد آیـیـنـه تــسـت ار نـظـر هـوش کـنـی
سـخـن معـرفـت از حـلـقـه درویشـان پـرسسـعـدیا شـاید ازین حـلقـه که در گوش کـنی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.