ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در نصیحت و ستایش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 12:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
جـهـان بـر آب نـهـادسـت و زنـدگـی بـر بـادغــلــام هـمـت آنـم کــه دل بــر او نـنـهـاد
جـــهــان نــمـــانــد و خـــرم روان آدمــیــیکـه بـازمـانـد ازو در جـهـان بـه نـیکـی یـاد
سـرای دولـت بــاقـی نـعـیـم آخــرت اسـتزمین سخـت نگه کن چـو می نهی بـنیاد
کـدام عـیـش درین بـوسـتـان کـه بـاد اجـلهـمـی بــرآورد از بـیـخ قـامـت شـمـشـاد
وجـود عـاریـتـی خـانـه ایسـت بـر ره سـیلچــراغ عـمـر نـهـادسـت بــر دریـچــه بــاد
بـسـی بـرآیـد و بـی مـا فـرو رود خـورشـیدبــهـارگـاه و خــزان بــاشـد و دی و مـرداد
برین چه می گذرد دل منه که دجله بسیپـس از خـلیفه بـخـواهد گذشت در بـغداد
گـرت ز دسـت بـرآید، چـو نخـل بـاش کـریمورت ز دسـت نـیـایـد، چـو سـرو بـاش آزاد
نـگـویـمـت بــه تـکـلـف فـلـان دولـت و دیـنسـپـهر مجـد و معالی جـهان دانش و داد
یکی دعـا کنمت بـی رعـونت از سـر صـدقخـــدات در نــفــس آخــریــن بـــیــامــرزاد
تــو آن بــرادر صــاحــبــدلـی کـه مـادر دهـربـه سـالـها چـو تـو فـرزنـد نیکـبـخـت نـزاد
بـه روزگـار تـو ایـام دسـت فـتـنـه بــبـسـتبـه یمـن تـو در اقـبـال بـر جـهـان بـگـشـاد
دلـیـل آنـکــه تــو را از خــدای نـیـک افــتــدبسست خلق جهان را که از تو نیک افتاد
بـسـی بـه دیده حـسـرت ز پـس نگـاه کـندکسـی که بـرگ قیامت ز پـیش نفرسـتـاد
همین نصـیحـت من پـیش گیر و نیکی کـنکـه دانم از پـس مرگم کـنی بـه نیکی یاد
نداشت چشم بـصیرت که گرد کرد و نخوردبـبـرد گوی سـعـادت که صـرف کرد و بـداد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.