ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



نصیحت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 21:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ای دل بـه کام خـویش جـهان را تـو دیده گیردر وی هـزار ســال چــو نـوح آرمـیـده گــیـر
بــسـتـان و بــاغ سـاخـتـه و انـدران بــسـیایوان و قـصـر سـر بـه فـلک بـر کشـیده گیر
هر گـنـچ و هر خـزانه کـه شـاهان نهاده انـدآن گـنـج و آن خـزانـه بـه چـنـگ آوریده گـیر
بــا دوســتــان مـشــفــق و یـاران مـهـربــانبـنـشـسـتـه و شـراب مـروق کـشـیده گـیر
هر بنده ای که هست به بـلغار و هند و رومآن بـنـده را بـه سـیم و زر خـود خـریده گـیر
هــر مــاهــرو کــه هــســت در ایـام روزگــارآن را بــه نــاز در بـــر خــود آرمــیــده گــیــر
هر نعمتی که هست به عالم تو خورده دانهر لذتـی که هسـت سراسر چـشیده گیر
چـون پــادشـاه عـدل ابــر تـخـت سـلـطـنـتصــد جــامـه حــریـر بــه دولـت دریـده گـیـر
آواز رود و بــربــط و نــای و ســرود و چــنــگوین طنطنه که می شنوی هم شنیده گیر
چـنـدیـن هـزار اطـلـس و زربــفـت قـیـمـتـیپــوشــیـده در تــنـعــم و آنـگـه دریـده گـیـر
در آرزوی آب حـــیـــاتــــی تــــو هـــر زمـــانمـانـنـد خــضـر گـرد جــهـان در دویـده گـیـر
تـو هم چـو عـنکـبـوتـی و حـال جـهان مگسچـون عـنکـبـوت گـرد مـگـس بـر تـنیده گـیر
گـیـرم تــو را کـه مـال ز قـارون فــزون شــودعـمـرت بـه عـمـر نـوح پـیمـبـر رسـیده گـیر
روز پـسـیـن چـه سـود بـجـز آه و حـسـرتـتصد بـار پـشـت دسـت بـه دندان گزیده گیر
سـعـدی تـو نـیز ازین قـفـس تـنـگـنـای دهـرروزی قـفـس بـریـده و مـرغـش پـریـده گـیر



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.