ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



ذکر وفات امیرفخرالدین ابی بکر طاب ثراه

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 21:04 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
وجــود عـاریـتــی دل درو نـشـایـد بــســتهمانکه مرهم جـان بـود دل بـه نیش بـخست
اگــر جـــواهــر ارواح در کــشـــاکــش نــزعهـمـی بـه عـالـم عـلـوی رود ز عـالـم پـسـت
بـر آب دیده مـهـجـور هم مـلـامـت نـیسـتکه شـوق می بـسـتـاند عنان عـقل از دسـت
درخـت سبـز نمی بـینی ای عجـب در بـاغکه چون فرو دود آبـش چو شاخ تـر بـشکست
چـگـونه تـلـخ نـبـاشـد شـب فـراق کـسـیکــه بــامــداد قــیــامــت درو تــوان پــیـوســت
جـهـان بـر آب نـهـادسـت و زنـدگـی بـر بـادبـر آب و بـاد کـجـا بـاشـد اعـتـمـاد نشـسـت؟
چو لشکری که به گوش آیدش ندای رحیلکـه خـیمه بـرکـن و آخـور هنوز خـنگ نبـسـت
کـمـان عـمـر چـهـل سـالـگـی و پــنـجــه رابه زور دست طبیعت شکسته گیر به شست
گـر انـگـبــیـن دهـدت روزگـار غــره مـبــاشکـه بـاز در دهنت همچـنان کـند کـه کـبـسـت
خـدای عـزوجـل قـبـض کـرد بـنـده خـویـشتـو نـیـز صـبــر کـن ای بــنـده خـدای پــرسـت
جـهان سـرای غـرورسـت و دیو نفس و هواعـفـاالـلـه آنـکـه سـبـکـبـار و بـیگـنـاه بـرسـت
رضـا بـه حـکـم قـضـا گـر دهیم و گر ندهیمازیـن کـمـنـد نـشـایـد بــه شـیـرمـردی رسـت
بـنفشه وار نشستن چه سود سر در پیشدریـغ بـیـهـده بــردن بــران دو نـرگـس مـسـت
گـر آفـتـاب فـرو شـد هـنـوز بـاکـی نـیسـتتـو را کـه سـایه بـوبـکـر سـعـد زنگـی هسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.