ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت عابد و استخوان پوسیده

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 21:44 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
شـنیدم کـه یک بـار در حـلـه ایسـخـن گفت بـا عابـدی کله ای
کـه من فـر فـرماندهی داشـتـمبـه سـر بـر کـلاه مهی داشـتـم
سـپـهرم مدد کرد و نصرت وفاقگـرفـتـم بـه بـازوی دولت عـراق
طمع کرده بودم که کرمان خورمکـه ناگه بـخـوردند کـرمان سـرم
بـکن پنبـه غفلت از گوش هوشکه از مردگان پندت آید به گوش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.