ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
شنیدم که پـیری بـه راه حجـازبه هر خطوه کردی دو رکعت نماز
چـنان گـرم رو در طـریق خـدایکـه خـار مـغـیلـان نکـنـدی ز پـای
بـه آخر ز وسواس خاطر پـریشپـسـند آمدش در نظر کار خـویش
بـه تلبیس ابـلیس در چاه رفتکه نتـوان از این خـوب تـر راه رفت
گرش رحـمت حـق نه دریافتـیغـرورش سـر از جـاده بــرتـافـتـی
یکـی هاتـف از غـیبـش آواز دادکـه ای نـیـکـبـخـت مـبـارک نـهـاد
مپـندار اگـر طـاعـتـی کـرده ایکـه نزلی بـدین حـضـرت آورده ای
به احسانی آسوده کردن دلیبـه از الـف رکـعـت بـه هر منزلـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.