ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 21:48 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
طـبـیبـی پـری چـهره در مرو بـودکـه در بــاغ دل قـامـتـش سـرو بـود
نـه از درد دلـهـای ریشـش خـبـرنه از چـشم بـیمار خـویشش خـبـر
حـکـایت کـنـد دردمـنـدی غـریـبکه خوش بود چندی سرم با طبیب
نمی خواستم تندرستی خویشکـه دیگـر نـیـاید طـبـیـبـم بـه پـیش
بــســا عـقـل زورآور چــیـردسـتکه سودای عشقش کند زیردسـت
چـو سـودا خـرد را بـمالـید گـوشنــیــارد دگــر ســـر بـــرآورد هــوش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.