ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت طبیب و کرد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
شـبـی کردی از درد پـهلو نخـفـتطـبــیـبـی در آن نـاحـیـت بــود و گـفـت
از این دست کو برگ رز می خوردعــجــب دارم ار شــب بــه پــایـان بــرد
کـه در سـیـنـه پــیـکـان تـیـر تـتـاربـــه از نــقـــل مــاکـــول نــاســـازگـــار
گر افتـد بـه یک لقمه در روده پـیچهـمــه عــمــر نــادان بــرآیـد بــه هـیـچ
قضـا را طبـیب اندر آن شـب بـمردچهل سال از این رفت و زنده ست کرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.