ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
یکی روسـتـایی سـقط شد خـرشعلم کرد بـر تـاک بـسـتـان سـرش
جـهانـدیده پـیری بـر او بـرگـذشـتچنین گفت خندان به ناطور دشت
مـپــنـدار جــان پــدر کــایـن حــمـارکـنـد دفـع چـشـم بـد از کـشـتـزار
که این دفع چوب از در کون خویشنـمـی کـرد تـا نـاتـوان مـرد و ریش
چـه داند طبـیب از کسـی رنج بـردکه بـیچاره خواهد خود از رنج مرد؟



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.