ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 21:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
عـبـادت بـه اخـلاص نیت نکـوسـتوگـرنه چـه آید ز بـی مـغـز پـوسـت؟
چـه زنـار مـغ بـر مـیانـت چـه دلـقکـه در پـوشـی از بـهـر پـنـدار خـلـق
مکن گفتـمت مردی خـویش فـاشچـو مـردی نـمـودی مـخـنـث مـبـاش
بـــه انـــدازه بـــود بـــایــد نــمـــودخـجـالـت نـبـرد آن کـه ننـمـود و بـود
که چـون عـاریت بـرکنند از سـرشنـمــایـد کــهـن جــامـه ای در بــرش
اگـر کـوتـهـی پـای چـوبـیـن مـبـنـدکـه در چـشـم طـفـلـان نمایی بـلـند
وگـر نـقـره انـدوده بــاشـد نـحـاستــوان خــرج کــردن بــر نــاشــنــاس
مـنـه جــان مـن آب زر بــر پــشـیـزکــه صــراف دانــا نـگــیـرد بــه چــیـز
زر انــدودگــان را بــه آتــش بــرنــدپــدیـد آیـد آنـگــه کــه مـس یـا زرنـد
***
ندانی که بـابـای کوهی چـه گفتبه مردی که ناموس را شب نخفت؟
بــرو جــان بــابــا در اخـلـاص پــیـچکه نتـوانی از خـلق رسـتـن بـه هیچ
کـسـانی که فـعـلت پـسـندیده اندهـنـوز از تــو نـقـش بــرون دیـده انـد
چــه قــدر آورد بــنــده حــوردیــسکــه زیــر قــبـــا دارد انــدام پــیــس؟
نشاید به دستان شدن در بهشتکــه بــازت رود چــادر از روی زشــت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.