ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:53 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
یــکــی گــربـــه در خــانــه زال بـــودکـه بــرگـشـتـه ایـام و بــدحـال بـود
دوان شـد بـه مـهـمـان سـرای امـیرغـلـامـان سـلـطـان زدنـدش بـه تـیر
چکان خونش از استخوان، می دویدهمی گفت و از هول جان می دوید
اگـر جـسـتــم از دسـت ایـن تـیـر زنمـــن و مـــوش و ویــرانـــه پـــیــرزن
نیرزد عـسـل، جـان مـن، زخـم نیشقـناعـت نکـوتـر بـه دوشـاب خـویش
خـداوند از آن بـنده خـرسـند نیسـتکه راضی بـه قسم خـداوند نیسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.