ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:53 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
شـنیدم کـه صـاحـبـدلـی نیکـمـردیکـی خـانه بـر قـامـت خـویش کـرد
کسی گفت می دانمت دستـرسکزاین خـانه بـهتـر کنی، گفت بـس
چه می خواهم از طارم افراشتن؟هـمـیـنـم بـس از بـهـر بـگـذاشـتـن
مکن خـانه بـر راه سـیل، ای غلامکه کس را نگشت این عمارت تمام
نه از معـرفت بـاشـد و عقل و رایکـه بــر ره کــنـد کــاروانـی ســرای



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.