ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
دوکـس گـرد دیدنـد و آشـوب و جـنـگپــراگــنـده نـعــلـیـن و پــرنـده ســنـگ
یکی فـتـنه دید از طـرف بـر شـکسـتیـکـی در مـیـان آمـد و سـر شـکـسـت
کسی خوشتر از خویشتن دار نیستکه با خوب و زشت کسش کار نیست
تــو را دیـده در ســر نـهـادنـد و گــوشدهـن جـای گـفـتـار و دل جـای هـوش
مــگــر بـــازدانــی نــشـــیــب از فــرازنـگـویی کـه ایـن کـوتـه اسـت، آن دراز



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.