ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



گفتار اندر غیبت و خللهایی که از وی صادر شود

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
بـــد انــدر حــق مــردم نــیــک و بـــدمگـوی ای جـوانمرد صـاحـبـت خـرد
کـه بـد مرد را خـصـم خـود می کـنیوگـر نـیـکـمـردسـت بــد مـی کـنـی
تـو را هر که گوید فـلان کس بـدسـتچنان دان که در پـوستـین خودست
کــه فــعــل فــلــان را بــبــایـد بــیــانوز ایـن فـعـل بــد مـی بـرآیـد عـیـان
بــه بــد گـفـتـن خـلـق چـون دم زدیاگر راسـت گویی سـخـن هم بـدی
***
زبـان کـرد شـخـصـی بـه غـیـبـت درازبــدو گــفــت دانـنــده ای ســرفــراز
کـه یـاد کـسـان پـیـش مـن بـد مـکـنمـرا بــدگـمـان در حــق خـود مـکـن
گــرفــتــم ز تــمـکــیـن او کــم بــبــودنـخــواهـد بــه جــاه تــو انـدر فــزود
***
کسی گفت و پنداشتم طیبـت استکه دزدی بسامان تر از غیبت است
بــدو گـفـتــم ای یـار آشـفـتـه هـوششگفت آمد این داسـتـانم بـه گوش
بــه نـاراسـتـی در چـه بـیـنـی بـهـیکه بـر غـیبـتـش مرتـبـت می نهی؟
بــلــی گــفــت دزدان تــهـور کــنــنــدبـه بــازوی مـردی شـکـم پـر کـنـنـد
ز غیبت چه می خواهد آن ساده مردکه دیوان سیه کرد و چـیزی نخـورد!



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.