ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازان

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 21:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
یـکـی گـفـت بــا صـوفـیـی در صـفـانـدانـی فـلـانـت چــه گـفــت از قـفــا؟
بـگفـتـا خـموش، ای بـرادر، بـخـفتندانسـتـه بـهتـر که دشمن چـه گفت
کـسـانی کـه پـیغـام دشـمـن بـرنـدز دشـمـن هـمـانـا کـه دشـمـن تـرنـد
کسی قول دشمن نیارد به دوستجز آن کس که در دشمنی یار اوست
نـیـارسـت دشـمـن جـفـا گـفـتــنـمچــنــان کــز شــنـیـدن بــلــرزد تــنــم
تـو دشـمـن تـری کـاوری بــر دهـانکـه دشـمـن چـنـین گـفـت انـدر نـهان
سـخـن چـین کند تـازه جـنگ قـدیمبــه خــشــم آورد نـیـکــمـرد ســلـیـم
ازان هـمـنـشـیـن تــا تــوانـی گـریـزکـه مـر فـتــنـه خـفـتـه را گـفـت خـیـز
سیه چال و مرد اندر او بـستـه پـایبــه از فـتـنـه از جـای بــردن بـه جـای
میان دو تـن جنگ چون آتـش استسخن چین بـدبـخت هیزم کش است



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.