ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
یکی را عسس دست بـر بسته بودهمه شـب پـریشـان و دلخـسـتـه بـود
بـه گوش آمدش در شـب تـیره رنگکه شخـصی همی نالد از دست تـنگ
شنید این سخن دزد مغلول و گفتز بــیـچــارگـی چـنـد نـالـی؟ بــخـفـت
بـرو شـکـر یزدان کن ای تـنگدسـتکه دستت عسس تنگ بر هم نبست
مـکــن نـالـه از بــیـنـوایـی بــســیچـو بــیـنـی ز خـود بــیـنـواتــر کـسـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.