ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
فـرو رفــت جــم را یـکـی نـازنـیـنکفن کرد چون کرمش ابـریشمین
بـه دخـمه بـرآمد پـس از چـند روزکه بـر وی بـگرید بـه زاری و سـوز
چـو پـوسیده دیدش حریرین کفنبـه فکرت چنین گفت بـا خویشتن
مـن از کـرم بـرکـنده بـودم بـه زوربــکــنـدنـد از او بــاز کــرمـان گــور
دو بـیـتـم جـگـر کـرد روزی کـبـابکه می گفت گوینده ای بـا ربـاب:
دریغـا کـه بـی مـا بـسـی روزگـاربــرویـد گـل و بــشـکـفـد نـوبــهـار
بسی تیر و دی ماه و اردیبهشتبرآید که ما خاک باشیم و خشت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.