ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت بت پرست نیازمند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 13:58 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
مغی در بـه روی از جهان بـستـه بـودبـتی را بـه خدمت میان بـسته بـود
پـس از چـند سـال آن نکوهیده کیشقـضـا حـالـتـی صـعـبـش آورد پـیش
بــه پــای بــت انـدر بــه امــیـد خــیـربــغـلـطـیـد بــیـچـاره بــر خـاک دیـر
کـه درمـانـده ام دسـت گـیر ای صـنمبــه جـان آمـدم رحـم کـن بــر تـنـم
بـــزاریـــد در خـــدمـــتـــش بــــارهـــاکه هیچـش بـه سامان نشد کارها
بــتــی چــون بــرآرد مــهـمــات کــسکـه نتـواند از خـود بـراندن مـگـس؟
بــرآشــفــت کـای پــای بــنـد ضــلـالبـه بـاطل پـرسـتـیدمت چـند سـال
مــهــمــی کــه در پــیــش دارم بــرآروگــرنــه بـــخـــواهــم ز پـــروردگــار
هـنـوز از بــت آلـوده رویـش بــه خـاککــه کــامــش بــرآورد یــزدان پــاک
حـقایق شـناسـی در این خـیره شـدسـر وقـت صـافـی بـر او تـیره شـد
که سرگشتـه ای دون یزدان پـرسـتهنوزش سر از خمر بـتـخانه مست
دل از کفر و دست از خیانت نشستخـدایش بـرآورد کـامی که جـسـت
فـرو رفـتـه خـاطـر در این مـشـکـلـشکـه پـیغـامـی آمـد بـه گـوش دلـش
کـه پــیـش صـنـم پـیـر نـاقـص عـقـولبـسـی گفـت و قولش نیامد قـبـول
گـــر از درگـــه مـــا شــــود نـــیـــز ردپس آنگه چه فرق از صنم تا صمد؟
دل اندر صمد بـاید ای دوسـت بـستکه عاجزتـرند از صنم هر که هست
محـال اسـت اگر سـر بـر این در نهیکـه بـاز آیدت دسـت حـاجـت تـهی
خــدایــا مــقــصــر بـــه کــار آمــدیــمتــهــیــدســت و امــیــدوار آمــدیـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.