ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت (٢٣)

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 14:05 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
بخشایش الهی گم شده ای را در مناهی چراغ توفیق فرا راه داشت تا بحلقه اهل تحقیق درآمد. بیمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان ذمایم اخلاقش بجمائد مبدل گشت.
دست از هوا و هوس کوتاه کرد و زبان طاعنان در حق او همچنان دراز که بر قاعده اولست و زهد و صلاحش نامعول
بعذر و توبه توان رستن از عذاب خدایولیک می نتوان از زبان مردم رست
طاقت جور زبانها نیاورد و شکایت پیش پیر طریقت برد. جوابش داد که شکر این نعمت چگونه گزاری که بهتر از آنی که همی پندارندت
چـنـد گـوئی کـه بـدانـدیـش و حـسـودعــیـب گــویـان مـن مــســکــیـنـنـد
گــه بــخــون ریــخــتــنــم بــرخــیـزنــدگـه بــبــد خـواسـتـنـم بـنـشـیـنـنـد
نـیـک بــاشــی و بــدت گــویـد خــلــقبـه کـه بـد بـاشـی و نیکـت بـینـنـد
لیکن مرا که حسن ظن همگنان در حق من به کمالست و من در عین نقصان. روا باشد اندیشه بردن و تیمار خوردن
گــر آنـهـا کــه مـیـگــفــتــی کــردمـینـکــو ســیـرت و پــارســا بــودمــی
انـی لـمـسـتــتـر مـن عـیـن جـیـرانـیولـلـلـه یـعـلـم اسـراری و اعـلـانـی
***
در بـــســـتـــه بـــروی خـــود ز مـــردمتـــا عــیــب نــگــســـتـــرنــد مــا را
در بـسـتـه چـه سـود و عـالـم الـغـیـبدانـــــای نـــــهــــان و آشـــــکـــــارا



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.