ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت (٩)

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 22:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
در عقد بیع سرائی متردد بودم جهودی گفت: من از کدخدایان این محلتم وصف این خانه چنانکه هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: بجز آنکه تو همسایه ای
خانه ای را که چون تو همسایه استده درم سـیم کـم عـیار ارزد
لـــیـــکــــن امـــیـــدوار بــــایـــد بــــودکه پس از مرگ تو هزار ارزد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.