ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



حکایت (٩)

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 14:11 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
شــنــیـدم کــه دریـن روزهــا کــهـن پــیـریخـیـال بـسـت بـپـیـرانـه سـر کـه گـیـرد جـفـت
بــخـواسـت دخـتـرکـی خـوبـروی گـوهـرنـامچـو درج گـوهرش از چـشـم مـردمـان بـنـهفـت
چـنـانکـه رسـم عـروسـی بـود تـمـاشـا بـودولـی بــحــمـلـه اول عـصــای شــیـخ بــخــفـت
کمان کشید و نزد بـر هدف که نتـوان دوختمــگــر بــســوزن فــولــاد جــامــه هــنــگــفــت
بـدوسـتـان گله آغـاز کرد و حـجـت سـاخـتکه خـان و مان من این شـوخ دیده پـاک بـرفـت
میان شوهر و زن جنگ و فتنه خاست چنانکه سر بشحنه و قاضی کشید و سعدی گفت
پـس از خـلافت و شنعت گناه دخـتـر نیستتـرا کـه دسـت بــلـرزد گـهـر چـه دانـی سـفـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.