ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



گفتار (١٩)

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 22:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
پادشه باید که تا بحدی خشم بر دشمنان نراند که دوستانرا اعتماد نماند که آتش خشم اول در خداوند خشم افتد پس آنگه زبانه بخصم رسد یا نرسد
نـــشـــایـــد بــــنـــی آدم خـــاک زادکـه در ســر کــنـد کــبــر و تــنـدی و بــاد
تـرا بــا چـنـیـن تـنـدی و سـرکـشـینـــپــــنـــدارم از خـــاکـــی، از آتـــشـــی
در خـاک بـیلـقـان بـرسـیدم بـعـابـدیگـفـتـم مـرا بـتـربـیـت از جـهـل پـاک کـن
گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیهیا هرچه خوانده ای همه در زیر خاک کن
بدخوی در دست دشمنی گرفتارست که هرکجا که رود از چنگ عقوبت او خلاص نیابد
اگر ز دست بـلا بـر فلک رود بـدخـویز دسـت خـوی بـد خـویش در بـلا بـاشـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.