ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



گفتار (٧٢)

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 14:15 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
مرد بی مروت زنست و عابد با طمع رهزن
ای بـناموس کرده جامه سپـیدبــهـر پـنـدار خـلـق و نـامـه سـیـاه
دســت کــوتــاه بــایـد از دنــیـاآسـتــیـن خـوه دراز و خـوه کـوتــاه
دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل برنیاید. تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندریان نشسته
پیش درویشان بود خونت مباحگـر نبـاشـد در میان مالـت سـبـیل
یـا مــرو بــا یـار ازرق پــیـرهــنیا بکش بر خان و مان انگشت نیل
دوسـتـی بـا پـیلـبـانان یا مکـنیا طلب کن خـانه ای در خورد پـیل



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.