ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



گفتار (٧٥)

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 14:15 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
خلاف راه صوابست و عکس رای اولوالالباب، دار و بگمان خوردن و راه نادیده بی کاروان رفتن
امام مرشد محمد غزالی را رحمة الله علیه پرسیدند: چگونه رسیدی بدین منزلت در علوم؟ گفت: بدانکه هر چه ندانستم از پرسیدن آن ننگ نداشتم
امید عـافـیت آنگه بـود موافـق عـقلکه نبض را به طبیعت شناس بنمائی
بـپرس هرچه ندانی که ذل پرسیدندلـیـل راه تـو بــاشـد بــه عـز دانـانـی
هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو خواهد شد بپرسیدن آن تعجیل مکن که هیبت سلطنت را زیان دارد
چـو لـقـمـان دیـد کـانـدر دسـت داودهـمـی آهـن بــمــعــجــز مــوم گــردد
نپرسیدش چه میسازی که دانستکـه بــی پـرسـیـدنـش مـعـلـوم گـردد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.