ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٦: راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:06 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
راه فـقرسـت ای بـرادر فـاقه در وی رفـتـنسـتوندرین ره نفـس کـش کـافـر ز بـهر کـشـتـنسـت
نـفـس امـاره و لـوامـه ســت و دیـگـر مـلـهـمـهمـطـمئنه بـا سـه دشـمـن در یکـی پـیراهنسـت
خـاک و بــاد و آب و آتــش در وجـود خـود بــدانرو درین مـعـنـی نـظـر کـن صـدهـزاران روزنـسـت
چار نفس و چار طبع و پنج حس و شش جهتهفت سلطان بـاده و دو جمله با هم دشمنست
نـفــس را مــرکــب مـســاز و بــا مــراد او مــروهمچو خر در گل بماند گر چه اصلش تو سنست
از در دروازه لـــا تـــا بـــه دارالـــمـــلـــک شـــاههـفـهـزار و هـفـصـد و هـفـتــاد راه و رهـزنـســت
خـواجـه دارد چـار خـواهر مـخـتـلـف انـدر وجـودنام خـود را مرد کرده پـیش ایشـان چـون زنسـت
در شـریعـت کی روا بـاشـد دو خـواهر یک نکاحدر طـریـقـت هـر دو را از خــود مـبــرا کـردنـســت
سـوزنـی را پـای بـنـد راه عـیـسـی سـاخـتـنـدحـب دنیا پـای بـندسـت ار همـه یک سـوزنسـت
هـیـچ دانـی از چــه بــاشــد قـیـمـت آزاده مـردبـر سر خـوان خـسیسـان دسـت کوتـه کردنست
بـر سـر کـوی قـنـاعـت حـجـره ای بـاید گـرفـتنـیم نـانـی مـی رسـد تـا نیم جـانی در تـنـسـت
گـر ز گـلـشـنـهـا بـرانـد مـا بـه گـلـخـنـهـا رویـمیار بـا ما دوسـت بـاشـد گـلـخـن ما گـلشـنسـت
ای سـنایی فـاقـه و فـقـر و فـقیری پـیشـه کنفـاقه و فـقـر و فـقیری عـاشـقـان را مسـکنسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.