ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٨٨: دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 22:07 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
دوش یـارم بـه بــر خـویـش مـرا بــار نـدادقـوت جـانم زد و یاقـوت شـکـر بـار نـداد
آن درختی که همه عمر بـکشتم به امیددوش در فرقت او خشک شد و بار نداد
شـب تـاریک چـو من حـلقـه زدم بـر در اوبــار چــون داد دل او کــه مـرا بــار نـداد
ایـن چـنـین کـار از آن یـار مـرا آمـد پـیـشکم ز یک ماه دل و چـشـم مرا کـار نداد
شربـتی ساختـه بـود از شکر و آب حیاتنه نکو کرد که یک قـطـره بـه بـیمار نداد
هر که او دل به غم یار دهد خسته شودرسـتـه آنست که او دل بـه غم یار نداد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.