ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٩١: این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:07 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهادصـورت جـوریسـت کو بـر عـدل نوشـروان نهاد
گـر زند بـر زهر بـوسـه زهر گـردد چـون شـکـریارب آن چـنـدین حـلـاوت در لـبـی بـتـوان نهاد
تـوبـه و پـرهـیـز مـا را تـابـش از هـم بــاز کـردتــا بــه عـمـدا زلـف را بــر آن رخ تـابــان نـهـاد
از دل مــن وز ســـر زلــفــیــن او انــدازه کــردآنـکـه در مـیـدان مـدار گـوی در چـوگـان نـهـاد
دیدمش یک روز شـادان و خـرامـان از کـشـیهمچو ماهی کش فلک یک روز در دوران نهاد
گفتـم ای مسـت جـمال آن وعده وصل تـو کوخوش بـخندید آن صنم انگشت بـر دندان نهاد
گفت مسـتـم خـوانی و بـر وعده من دل نهیسـاده دل مـردا کـه بـر وعـده مـسـتـان نـهـاد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.