ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٤٤: روزی بت من مست به بازار برآمد

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 22:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
روزی بـت مـن مـسـت بـه بـازار بـرآمـدگـرد از دل عـشـاق بـه یک بـار بـر آمد
صـد دلـشــده را از غـم او روز فـرو شـدصـد شـیـفـتـه را از غـم او کـار بـرآمـد
رخسار و خطش بود چو دیبا و چو عنبربــاز آن دو بـهـم کـرد و خـریـدار بـرآمـد
در حـسـرت آن عـنـبـر و دیبـای نـو آیینفـــریــاد ز بـــزاز و ز عـــطـــار بـــرآمــد
رشک ست بـتان را ز بـناگوش و خط اوگـویند کـه بـر بـرگ گـلـش خـار بـرآمد
آن مـایـه بـدانـیـد کـه ایـزد نـظـری کـردتـا سـوسـن و شمشـاد ز گلزار بـرآمد
و آن شب که مرا بود به خلوت بر او بـارپیش از شب من صبح ز کهسار برآمد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.