ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٦٠: ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی خمار

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 22:11 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
ای سـنـایـی خـیـز و در ده آن شـراب بــی خــمـارتا زمانی می خوریم از دست ساقی بـی شمار
از نـشــاط آنـکــه دایـم در ســرم مــســتــی بــودعـمـرهای خـوش بـگـذرانم بـر امـید غـمـگـسـار
هست خوش باشد کسی را کو ز خود باشد بریخوش بود مستی و هستی خاصه بـر روی نگار
من بـه حـق بـاقـی شـدم اکنون که از خـود فـانیمهان ز خود فانی مطلق شو به حق شو استوار
دل ز خـود بـردار ای جـان تـا بـه حـق فانی شـویآنـکـه از خـود فـارغ آمـد فـرد بــاشـد پــیـش یـار
من بـه خـود قـادر نیم زیرا کـه هسـتـم ز آب و گلچون بـوم جایی که هستـم چون یتـیمی دلفگار



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.