ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٤: ای سنایی جان ده و در بند کام دل مباش

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:12 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
ای سـنـایی جـان ده و در بـنـد کـام دل مـبـاشراه رو چون زندگان چون مرده بر منزل مباش
چـون نپـاشـی آب رحـمـت نار زحـمت کـم فـروزور نبـاشی خاک معنی آب بی حاصل مباش
رافــت یـاران نـبــاشــی آفــت ایـشــان مــشــوسیرت حق چون نبـاشی صورت باطل مباش
در مـیـان عــارفـان جــز نـکـتــه روشــن مـگـویدر کتـاب عـاشـقـان جـز آیت مشـکل مبـاش
در مـنـای قــرب یـاران جــان اگـر قــربــان کـنـیجز بـه تیغ مهر او در پـیش او بـسمل مبـاش
گر همی خواهی که بـا معشوق در هودج بـویبـا عدو و خـصـم او همواره در محـمل مبـاش
گر شوی جان جز هوای دوست رامسکن مشوور شوی دل جـز نگار عشـق را قابـل مبـاش
روی چـون زی کـعـبـه کـردی رای بـتـخـانه مکندشمنان دوسـت را جـز حـنظل قاتـل مبـاش
در نـهـاد تــسـت بــا تـو دشـمـن مـعـشـوق تـومـانـع او گـر نـه ای بـاری بـدو مـایـل مـبـاش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.