ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٦: دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 22:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
دلــم بــرد آن دلــارامــی کــه در چــاه زنــخــدانــشهـزاران یوسـف مـصـرسـت پـیدا در گـریـبـانـش
پـریـرویی کـه چـون دیوسـت بـر رخـسـار زلـفـینـشزره مویی که چون تـیرست بـر عشاق مژگانش
به یک دم می کند زنده چو عیسی مرده را زان لبدم عیسی سـت پـنداری میان لعل و مرجـانش
حـلاوت از شـکـر کـم شـد چـو قـیمت آورد نوشـشازین دو چـشـم گـریانم از آن لـبـهای خـنـدانش
نــدارد لــب کــس از یـاقــوت و مــرواریـد تــر دنــدانگـرم بــاور نـمـی داری بـیـا بـنـگـر بـه دنـدانـش
که تـا هر گوهری بـینی که عکسش در شب تـاریفـرو ریـزد چـو مـهـر و مـاه بـر یـاقـوت گـویـانـش
اگــر پــیــراهــن مــاهــم بــه مــانــنــد فــلــک آمــداز آن انـدر گـریـبـانـش بـود خـورشـیـد تـابـانـش
و یا خـورشـید پـنـداری بـه پـیراهن همـی هر شـبفــرود آیــد ز گــردون و بــرآیــد از گــریــبــانــش
نشـسـت ما اگر کوهسـت و او چـون ماه بـر گردونچرا هر دو به هم بینیم از آن رخسار رخشانش
بــلــا و غــارت دلــهـاســت آن زلــفــیـن او لــیـکــنهزاران دل چـو او جـمعسـت در زلف پـریشانش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.