ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٤٦: چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:15 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
چـو آمد روی بـر رویم که بـاشـم من که من بـاشمکه آنگه خوش بود بـا من که من بی خویشتن بـاشم
من آنگه خـود کسـی بـاشـم که در میدان حـکم اونه دل باشم نه جان باشم نه سر باشم نه تن باشم
چـه جـای سرکشی بـاشد ز حـکم او که در رویشچـو شمع آنگاه خـوش بـاشم که در گردن زدن بـاشم
چـو او بـا من سخن گوید چـو یوسف وقت لا بـاشدچـو من بـا او سـخـن گویم چـو موسی گاه لن بـاشم
سـخـن پـیـدا و پــنـهـان سـت و او آن دوسـتـر داردکه چون بـا من سخن گوید من آنجـا چون وثـن بـاشم
چو بـیخود بـر بـرش بـاشم ز وصف اندر کنف بـاشمچـو بـا خـود بـر درش بـاشـم ز هجـر اندر کفن بـاشـم
مرا در عـالـم عـشـقـش مپـرس از شـیب و از بـالـامـهـم تـا در فـلـک بــاشـم گـلـم تـا در چـمـن بــاشـم
مـرا گـر پـایـه ای بـیـنـی بـدان کـان پـایـه او بـاشـدبـر او گر سـایه ای بـینی بـدان کان سـایه من بـاشـم
سنایی خوانم آن ساعت که فانی گشتم از سنتسـنـایـی آنـگـهـی بـاشـم کـه در بـنـد سـنـن بـاشـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.