ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٦٠: تا بدیدم زلف عنبرسای تو

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 22:21 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
تــا بــدیـدم زلـف عـنـبــرسـای تـووان خـجـستـه طلعت زیبـای تـو
جان و دل نزدت فرستـادم نخستآمدم بـی جـان و دل در وای تـو
بـی دل و بـی جـان ندارد قـیمتـیبنگر این بی قیمت اندر جای تو
آستین پر خون و دیده پر سرشگچـشـم خـیـره در رخ زیـبـای تـو
مشـک و عـنبـر بـارد اندر کـل کونچـون فشـانی زلفک رعـنای تـو
مــن نــیــارم دیــد در بـــاغ طـــربسـرو از رشـک قـد و بــالـای تـو
مـن نـیـارم دیـدن انـدر تـیره شـبمه ز رشـک روی روح افـزای تـو
چــون بــرون آیــم ز زنــدان فــراقتــا نـیـارنـدم خـط و طـغـرای تـو
پـس بـجـویـم مـن تـرا و عـاقـبــتکـشـتـه گردم آخـر اندر پـای تـو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.