ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٦٨: ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداخته

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:21 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
ای دل اندر بـیم جـان از بـهر دل بـگداختـهجـان شـیرین را ز تـن در کار دل پـرداخـتـه
تـا دل و جـان درنـبـازی دل نبـیند نـاز و عـزکی سر آخور گشت هرگز مرکبی ناتاخته
بـند مادرزاد بـاید همچـو مرغابـی بـه پـایطـوق ایزد کرد بـاید در عـنق چـون فاخـتـه
تا بـه روی آب چون مرغابیان دانی گذشتدر هـوا چـون فـاخـتــه پــری و بــال آخـتـه
مرد این ره را گذر بـر روی آب و آتـشسـتآب و آتــش آشـنـا را دانـد از نـشـنـاخـتــه
یـاد کـن آن مـرد را کـو پــای در دریـا نـهـاداز پـسش دشمن همی آمد علم افراختـه
آب رود نـیـل هـر دو مـرد را بــر ســنـگ زدکـم عـیار آمد یکـی زو روح شـد پـرداخـتـه
آتش نمرود و آن لشکر نمی بینم بـه جایزر آزر را دگــر کــن مـنـجــنـیـق انـداخــتــه
ایزدش پیرایه چون زر کرد ازین کاتش بدیدهر زری کو دید آتـش کار او شد سـاخـتـه



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.