ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٧٧: زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 14:21 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگندهچـرا تـابـی سـر زلـفـیـن چـرا سـوزی دل بـنـده
عـقـیقـین آن دو لب داری بـه زیرش گور من کـندهمـرا هر روز بـی جـرمی بـه گـور اندر کـنی زنده
تــن مـن چـون خـیـالـی شـد بــسـان زیـر نـالـنـدهکنار من چون جیحون شد دو چشمم ابر بارنده
یـکـی حـاجـت بــه تـو دارم ایـا حـاجـت پــذیـرنـدهنـتـابـی تـو سـر زلـفـیـن نـسـوزانـی دل بــنـده
جـهـان از تــو خـرم بــادا بــتــا و مـن رهـی بــنـدهپـس از مرگم جـهان بـر تـو مبـارکبـاد و فرخـنده



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.