ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٨٩: از ماه رخی نوش لبی شوخ بلایی

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 22:22 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
از مـاه رخـی نـوش لـبـی شـوخ بـلـایـیهر روز همـی بـینـم رنـجـی و عـنـایی
شکرست مر آنرا که نباشد سر و کارشبا پاک بری عشوه دهی شوخ دغایی
گـویی کـه نـدارد بـه جـهان پـیشـه دیگـرجـز آنکـه کـند بـا من بـیچـاره جـفـایی
تـا چـند کند جـور و جـفـا بـا من عـاشـقنـاکـرده بــه جــای مـن یـکـروز وفـایـی
تا چند کشم جورش من بـنده بـه دعوییعـنی کـه همـی آیم مـن نیز ز جـایی
دانـم کـه خـلـل نـایـد در حــشـمـت او راگـر عـاشـق او بـاشـد بـیچـاره گـدایی
گـر جـامـه کـنم پـاره و گـر بـذل کـنم دلگوید که مرا هسـت درین هر دو ریایی
خورشید رخست او و سنایی را زان چـهچـون نیسـت نصـیب او هر روز ضیایی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.