ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٩٢: ای یوسف ایام ز عشق تو سنایی

RSS
تغییر یافته در 2011/07/31 22:22 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سنایی غزنوی, شعر کهن
ای یـوسـف ایـام ز عـشـق تــو سـنـایـیمـانـنـده یـعـقـوب شــد از درد جــدایـی
تا چند بـه سوی دل عشاق چو خورشیدهـر روز بــه رنـگ دگــر از پــرده بــرآیـی
گاهی رخ تـو سجده بـرد مشتـی دون راگـه بــاز کـنـد زلـف تــو دعـوی خــدایـی
بـا خـوی تـو در کوی تـو از دیده روانیستکـس را بـگـذشـتـن ز سـر حـد گـدایـی
در وصل تو با خوی تو از روی خرد نیستجــان را ز خــم زلـف تــو امـیـد رهـایـی
بـس بلعجب آسایی و وین بلعجبی بـسکـاندر همه تـن کس بـنداند که کجـایی
بــس نـادره کـرداری ویـن نـادره ای بـسکـان همه ای و همه جـویان که کـرایی
از مـا چـه شـوی پـنهان کـاندر ره تـوحـیدما جمله توایم ای پسر خوب و تو مایی
آنجـا کـه تـویی مـن نـتـوانم کـه نـبـاشـموینجـا کـه منم مانده تـو دانم کـه نیایی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.